وقتی عزیز ترین آدم زندگی از دنیات میرهتازه می فهمیچقدر همه چیز پوچ و بی منطق بودهاونوقت آدمایی که یه روزی بهش عشق می ورزیدندحالا دنبال ذره ذرهنتیجه زحمات یک عمرشندیک عمر تلاش کنی برای ساختن زندگیتزمانی که درست وقت استفاده از دسترنجاتیسوت پایان زندگی زده میشهبه نظرم هر کسی باید در لحظه از هر چه که داره استفاده کنهبه نظرم آینده نگری تا جایی خوبه که در حد یک زندگی عادی داشته باشیآدمای امروز دقیقا یک ثانیه بعد از رفتن دیگه آدمای قبلی نیستند فقط باید زندگی کرد و از زندگی لذت بردبه نظرم بیشتر از حد نباید زندگی را فدای دیگران کرددیگرانی که ممکنِ اونی نباشند که فکرشو می کردیتا حالا از عشق زیاد نوشتمفکر می کردماونی که یک عمر عاشقشیتوی لحظه های سخت قوی ترین تکیه گاهت میشهولی حالا میگمکسی که یک عمر تکیه گاهت نبودهتوی لحظه های سخت هم نیستبعد از این اتفاقتصوراتم به هم ریختتصوراتی که بهشون اعتقاد داشتمآدما نسبت به شرایط تغییر می کنندپس فقط به خودت تکیه کن , فقط از خودت انتظار داشته باش , فقط عاشق خودت باش
+ نوشته شده در بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر
|
برچسب:
نویسنده: رویا ایمانی
تاريخ: شنبه
4 شهريور
1402 ساعت: 14:08